تبليغاتX
راه مردم

نوشته شده توسط اسماعیل جعفری در جمعه چهاردهم تیر 1387 ساعت | لینک ثابت |





جهان نو در قرن نو

نوشته شده توسط اسماعیل جعفری در چهارشنبه یکم اسفند 1386 ساعت | لینک ثابت |

اولین مورد برای بحث از هر جنسی نیاز به تعریف دارد و حتی خود تعریف نیز در گفتمان حاکم بر علم منطق دارای تعریف است وآن حرکت از نادانی به سوی دانایی است به همین شکل میتوان گفت هنگامی که ما به بسط آگاهی از شی یا چیزی میپردازیم در واقع همزمان با باز شدن وسعت دید و آگاهی به معرفی یا معرفت دست یافته ایم ولی چنانچه میدانیم در حوزه جهان مدرن اصولا نمی توان بر مطلق بودن مفا هیم تاکید کرد زیرا با گذر از دنیای عقلانی کانت که همه چیز را بر انجام عملی فرجام شناسانه میدید نوع قضاوت و داوری ما در مورد امور و اشیاء بر منطق بی چون چرای عقل می چربید برای مثال این دلیل مبتنی بر عقل میگوید که کشتن دشمن در دفاع واجب است اما ما به این دلیل که اصولا کشتن جنایت است آنرا محکوم میکنیم در دنیای بعد از کانت که بر روی کنش عقل آدمیان دچار شک و شبهه گردیدند اصولا جایگاه مفاهیم بر اساس تضاد طبیعی میان آنان تغییر یافت به این شکل که تقابل تعریف یک مفهوم بر اساس آنچه دریدای فیلسوف به آن رسید شکلی دیگر یافت...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اسماعیل جعفری در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 ساعت | لینک ثابت |

روز 25 دیماه 86 مجتمع فرهنگی بوشهر شاهد برگزاری مراسم گفتگوی صمیمانه استاندار بوشهر با هنرمندان گزینشی دعوت شده از سوی مدیر اداره متولی فرهنگ وارشاد استان ونماینده شورای نگهبان  نصرالله شفیعی  بود ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اسماعیل جعفری در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 ساعت | لینک ثابت |

گفت و گو با حميد مؤذني، روزنامه نگار

 

 

گفت و گو: اسماعيل جعفري

 

× از كانديداتوري شما براي مجلس هشتم چه خبر؟

 

شايعه‌اي بود كه تكذيب كردم اما هنوز اين شايعه استمرار دارد مثل همين پرسش شما.

 

 من يك فعال مدني‌ام. يك روزنامه‌نگارم. كارم و مسئوليتم نقد قدرت است، اگر تصميم به كانديداتوري براي كسب قدرت بگيرم كاركرد مدني‌ام را با عمل سياسي تعويض كرده‌ام! و من هيچگاه چنين قصدي نداشته و ندارم.

 

× مگر كار سياسي عيب و ايرادي دارد؟

 

عيب و ايرادي ندارد و بسيار هم خوب است اما اگر نتوانيم بين فعاليت مدني و فعاليت سياسي تفكيك قائل شويم و فعال مدني به كار سياسي بپردازد و فعال سياسي كار مدني انجام دهد همين وضعيت  منفي و بحراني حاضر در عرصه سياسي و اجتماعي حاصل مي‌شود...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اسماعیل جعفری در شنبه هفدهم آذر 1386 ساعت | لینک ثابت |

عکس ها مربوط به اعتراض تاکسی تلفنی های بوشهر در مقابل شورای شهر و استانداری بوشهر






ادامه مطلب
نوشته شده توسط اسماعیل جعفری در دوشنبه هفتم آبان 1386 ساعت | لینک ثابت |


اکثر اهالی مطبوعات ؛اهل هنروفرهنگ استان بوشهر حمید موذنی را میشناسند؛ روزنامه نگاری که از ابتدای آغاز بکار مطبوعاتی خود ضمن اینکه توانست در مطبوعات بوشهر به لحاظ کمی و کیفی تغییرات اساسی ایجاد نماید تلاش نمود با افزایش نشاط مطبوعاتی موجد رقابت در حوزه توسعه مبا حث مدنی نیز گردد.موذنی همچنین با تاسیس کانون فیلم و اقدام به ایجاد اتحادیه هنرمندان سعی در زدودن خمودی و سستی در میان اقشار هنری استان نیز نمود.تمامی تلاش او در این چند سال انتقاد و انتقاد وباز نقد به هر شکل ممکن بوده است.ایجاد مشارکت و تقویت نهادهای مدنی همچون انجمن زیست محیطی سوز به رشد جامعه مدنی کمک نمود.با تمام اینها حمید موذنی هیچگاه عضو هیچ حزبی نشد و تلاش نمود تنها یک فعال مدنی باشد. تلاش او در این چند سال منجر به حذف او در هر نشریه ای می گردید حتی از سردبیری او به انحا مختلف جلوگیری بعمل می آمد. مجموعه اعتراضهای او به عملکرد مستبدانه مدیر کل وقت ارشاد بوشهر منجر به اخراج وی از اداره ارشاد بوشهر و جلوگیری از ادامه فعالیت وی در کانون فیلم بوشهر شد. موذنی در آخرین نشریه به نام سلام جنوب به نقد عملکرد همه دست اندرکاران دولتی و غیر دولتی میپرداخت و آنچه از نظر او مهم بود بیان حقیقت بود و بس. او همیشه تنها ست حتی در خانه ی مطبوعات؟!!؛ وقتی از اداره ارشاد اخراج گردید همه مهر سکوت بر لب زدند ؟!!؛ اوحتی نسبت به جا بجا یی مجید اجرایی در آموزش و پرورش آنرا بصورت تیتر اول مطبوعات در می آورد و از حقوق همه دفاع مینمود اما اوهمیشه تنهاست ؟!!؛ حتی در میان همفکران خویش که اصطلاح اصلاح طلبی را بنا بر مصلحت یدک میکشند نه تنها یکه است بلکه به هر شکل نیز به تخریب او نیز میپردازند. سال گذشته موذنی بواسطه ی بیکاری جذب یکی از دبیرستانهای غیر انتفاعی گردید و به تدریس در این دببرستان مشغول شد؛ امسال اما قبل از آغاز شروع بکار مدارس ؛ گزینش آموزش و پرورش  او را احضار و اعلام مینمایند که دیگر او نمیتواند به تدریس ادامه دهد و البته این موضوع راخارج ازحیطه مسئولیت سازمان آموزش وپرورش به او اعلام.کرده ا ند خانه مطبوعات اگرچه در جریان این موضوع است اما در راستای تعامل؟!! اصلاح طلبانه اعضای خانه مطبوعات محلی با اصولگرایان حاکم در دولت نهم؛ این بار نیز سکوت قبرستا نی بر فضای خانه مطبوعات حاکم گو اینکه موذنی در حکم شیطانی است که محکوم به رجم و سنگسار است ، از همه جا مانده در سکوت و تنهایی در میان یاران؟!!.

نوشته شده توسط اسماعیل جعفری در سه شنبه هفدهم مهر 1386 ساعت | لینک ثابت |


مهاجران متکدی





نوشته شده توسط اسماعیل جعفری در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 ساعت | لینک ثابت |

 

حقوق بشر و حقوق بوشهر در انتخابات مجلس هشتم                اسماعیل جعفری

گفتگو با حميد مؤذني روزنامه نگار

× آقاي مؤذني! اين روزها حرفهاي زيادي در مورد شركت جنابعالي در انتخابات مجلس هشتم وجود دارد آرمانها و اهداف شما در چشم انداز مجلس هشتم چيست و چگونه تحقق خواهد يافت؟

ـ حقوق بشر، حقوق بوشهر. اگر بنده قصد حضور داشته باشم بي شك شعار و هدف حضور احتمالي‌ام تصويب قوانيني در راستاي تحقق ابتدا حقوق بشر و سپس حقوق بوشهر است. همانگونه كه اطلاع داريد كشور ما به لحاظ حقوق بشر و رعايت آن دچار انتقادات فراواني است و تلاش من به عنوان يك روزنامه نگار ايجاد جامعه‌اي متعادل و متوازن بر اساس رعايت حقوق بشر است. حقوق بوشهر نيز به واسطه گفتمان تمركز زدايي آن و همچنين توجه به پيرامون در همين راستا قابل پي گيري است. به نظر من توسعه ايران در ايجاد جامعه‌اي دموكراتيك مبتني بر رعايت حقوق بشر است. اين شعار اكنون مي تواند به تجميع عملكردهاي نماينده پارلماني در حيطه محلي و ملي توأمان بپردازد و به نظر من بسيار مهم است.

× گفتيد حقوق بشر و حقوق بوشهر آيا منظور و مقصودتان همان توجه به كردار و عمل به انديشه‌ي جهاني در حوزه‌ي بومي است؟ قدري اين مسئله را بشكافيد؟

ـ بله، به نظر من جامعه سالم و اخلاقي در جهان كنوني جامعه‌اي مبتني بر رعايت حقوق بشر است. اعلاميه جهاني حقوق بشر، اعلاميه‌اي انساني است كه تمام جوانب حقوقي و انساني كليه آدميان را مدنظر قرار داده و حكومتها به واسطه ميثاق مبتني بر آن از تعرض به حقوق افراد ناتوان هستند. اگر موازين حقوقي جامعه ايراني مبتني بر حقوق بشر باشد، ايران چه از لحاظ داخلي و چه از لحاظ جهاني داراي امنيتي قابل اعتنا مي‌گردد. به همين علت من به عنوان يك روزنامه نگار تمام تلاشم تحقق رعايت حقوق بشر است و به نظرم اين بالاترين معيار ارزش بشري در حال حاضر مي‌باشد.

× شما در جاي جاي كلامتان از حقوق بشر گفتيد. آيا در جوامعي با بافت و فرهنگ عصبيت‌ها كه نژاد،‌ تيره،‌ اقوام و سنت‌هاي بنيادين، ريشه‌هاي آن را تشكيل مي‌دهد، اجراي قوانين مربوط به حقوق انسانها چگونه جايگاه خود را خواهد يافت؟ آيا راهكارهايي وجود دارد؟

ـ  نظر من در اين مورد مبتني بر ايده‌ي پايان تاريخ فوكوياماست. به زعم فوكوياما ليبرال دموكراسي كامل‌ترين نوع نظام سياسي است زيرا اكثر آزاديهاي مشروع انسانها در آن مدنظر قرار گرفته است و انسانيت انسان ركن اساسي آن را تشكيل مي دهد.

نگاه كنيد شفاف سازي، پاسخگويي مسئولين و پرسشگري حوزه عمومي، فرايندي مبتني بر توسعه هستند كه همگي در نظام سياسي اجتماعي مبتني بر حقوق بشر محقق مي‌شوند.

من فكر مي‌كنم كه همه جوامع در جهان چه آنها كه در حال تجربه جهان مدرن هستند و چه آنها كه در حال گذار به آن هستند و حتي بنيادگرايان، در برابر گفتمان دموكراسي سرتعظيم فرود مي‌آورند و اگر مشكلي هست و جامعه پسا11 سپتامبري دچار آن شده، بخشي از آن متأثر از عملكرد ميليتاريستهايي است كه در كشورهاي مدرن با سوء استفاده از تلورانس و مداراي دنياي مدرن در انتخابات دموكراتيك بر سر كار آمده‌اند و جهان را به نام دموكراسي به جنگ دموكراسي پيش مي‌برند. من فكر مي‌كنم كه جهان مدرن براي اين معظل نيز در ادامه آن راه حلي مي‌يابد و سرافراز مي‌شود.

   ـ در تغيير و تحولات جهان كنوني متوجه مي‌شويم كه در همين كشور همسايه تركيه نظامي با تمايلات اسلامي شكل گرفت كه مبتني بر تكثرگرايي و توجه به عقايد ديگران است. آيا چنين الگويي در سطح ملی وبومی می تواند قابل تکرار باشد؟ به هر حال مشروطه ایرانی بعنوان حرکتی پیشرو بر خاورمیانه تاثیر گذار بود؟ 

به نظر من در ادامه چه بسا مدل مدرن حزب اسلامي تركيه به يك مدل و الگوي نمونه در جهان اسلام تبديل شود. به هر صورت مدل تركيه در تقابل با بنيادگرايي طالبانيسم است و هر چه به سمت مدل تركيه پيش برويم و نتيجه آن موفقيت آميز باشد مسلمانان نيز به آن بيشتر رو مي‌آورند. تمدن اسلامي مستحكم‌تر مي‌شود. مسير گفتمان دوم خرداد و اصلاحات مردمي سيد محمدخاتمي نيز در همين راستا بود كه پس از مقاومتها و كارشكنيهاي محافظه كاران، پروسه‌ي آن تعطيل شد. اميدوارم كه مدل تركيه به تجربه‌اي مثبت در حكومتداري ديني و اسلامي  تبديل شود تا چهره زيباتري از اسلام جهان را متوجه خود سازد.

× تا اينجا از مدل جهاني دموكراسي حقوق انسانها به مثالي منطقه‌اي و دست آخر در كشورمان به نوعي از انتخابات برمي‌خوريم كه ظاهراً از الگويي مستقل و بي مانند برخوردار است يعني الگويي كه بر اساس شركت مردم با باورهاي اسطوره‌اي ـ قومي و ... شكل مي‌گيرد. آيا گفتمان و پيام دوم خرداد در پروسه‌اي جدا از آنچه گفتم شكل گرفت يا نكته‌اي ناگفته و پنهان دارد؟

ـ به نظر من جهان كنوني در دست پوپوليستهاست. با نگاهي سطحي به زمامداران كنوني جهان چه در كشورهاي توسعه يافته و حتي آمريكا و چه در كشورهاي جهان سوم متوجه مي‌شويم كه پوپوليستها بر اساس تسلط و يا متأثر از رسانه‌ها زمام امور را به دست گرفته‌اند و نخبه گرايي و اريستوكراسي،  دوران اضمحلال خود را به سر مي‌برد. بر همين اساس به نظر مي‌آيد دوم خرداد نيز به واسطه عدم تطبيق با گفتمان جهاني پوپوليستي شكست خورد و حماسه رسمي سوم تير به واسطه تأثر از همين گفتمان ايران را همرنگ جماعت جهاني نمود.

× ولي من فكر مي‌كنم در جامعه كوچك، بومي با اقتصادي خُرد و با مردمي درگير با جمعيت  و حتي دريا و آفتاب حكايت مشكل ديگري مي‌يابد. در انتخابات گذشته و انتخاباتهاي دورتر از آن يعني از دوم خرداد 76 نوعي تفكر در همين بوشهر شكل گرفت كه به گمان من مسجد و كليسا را بدون هرگونه اختلاف در كنار هم در جامعه قرار داد و در انتخابات نيز تلاش نيروهاي مخالف كمتر بر اساس تخريب بوده است آيا عناصري در بوشهر هست كه شايد در هيچ جاي ايران نيست؟

ـ به نكته‌ي جالبي توجه كرديد. به نظر من در پرداخت‌ها ضمن اينكه مي‌بايست تحليل كرد بايد به گونه‌ي تأويلي هم به مسائل نگريست. يعني زاويه ديدمان را تغيير دهيم. بوشهر گرچه متأثر از گفتمان ملي ايران بوده اما به واسطه وضعيت خاص ژئوپلتيك، ژئواستراتژيك و ژئواكونوميك، اكثراً دروازه‌ي تقابل و تعامل مدني بوده است. حضور كنسولگريها به صورت عيني در دوران كلاسيك اين بندر و سپس امواج تلويزيونهاي عربي در دوران انقلاب و در ادامه ماهواره، بوشهر را به مدخل گفتمان جهاني به ويژه مدخل آموزه‌هاي ليبرال در دوران آغازين مشروطه تبديل نموده است. همين تجربه تاريخي بوشهري‌ها را نسبت به موضع گيريها عقلاني‌تر كرده تا آنجا كه بيشترين درصد آرا محمدخاتمي در بوشهر رقم مي‌خورد و آخرين درصد آراء در انتخابات نهم رياست جمهوري به محمود احمدي‌نژاد مي‌رسد.

×‌ با توجه به حرفهايتان صف آرايي نيروهاي شركت كننده در انتخابات هشتم مجلس را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

ـ انتخابات پيش روي مجلس هشتم در ايران و بوشهر انتخابات حساسي است. شكست محافظه كاران و بنيادگرايان در پارلمان مي‌تواند مجدداً اميد به دموكراسي درونزا را تقويت كند و شكست در اين انتخابات مي‌تواند كليه اميدها را به يأس تبديل كند.

بر خلاف انتخابات سوم شوراها در بوشهر، به نظر من اصولگرايان در گزينش و معرفي كانديد مورد نظر نسبت به اصلاح طلبان كمتر مشكل دارند. با كناره‌گيري متعهدانه و از سر درد محمد دادفر، تشتط در اردوگاه اصلاح طلبان به اوج مي‌رسد و تقابل چپ‌هاي سنتي‌ با اصلاح طلبان پيشرو به واسطه حضور تبادار به اوج مي‌رسد. در وضعيت كنوني گزينه‌هاي سه گانه اصلاح طلبان يعني تبادار، قائدزاده،  جمهيري  هر سه از لحاظ امتيازگيري دچار مشكل هستند. جمهيري به واسطه همنامي با جميري كانديد اصولگرايان ضمن جذب برخي از آراي اصلاح طلبان در شمارش نهايي آرا مي‌تواند به جميري اصولگرايان در شمارش آرا كمك نمايد. چپهاي سنتهاي نيز به واسطه تقابل و خصومت با تبادار تلاش مي‌كنند با ايجاد دو دستگي آرا اصلاح طلبان را به حداقل برسانند يعني همان مشكل حضور كروبي در انتخابات نهم رياست جمهوري در كشور در بوشهر اتفاق مي‌افتد.

من فكر مي‌كنم گرچه مردم متأثر از ضعف و ناتوانيهاي دولت نهم گفتمان اقتصادي خود را به گفتمان سياسي تغيير داده‌اند اما اصلاح طلبان بدون درك اين مهم چه بسا شكستي دوباره را تجربه كنند. به نظر من اگر اصلاح طلبان پيشرو مواضعي منطقي و راديكال بر اساس مطالبات توسعه سياسي در پيش گيرند مي‌توانند كانديداهاي اصلاح طلب را به پارلمان گسيل دهند وگرنه اينبار شكست، يعني پايان .

× البته چنانچه مي‌دانيد در انتخابات مجلس هفتم عدم استقبال از انتخابات در شهر بوشهر به اقبال عطارزاده ختم گرديد آيا چنين تكراري با توجه به نكته‌هاي بالا در انتخابات پيش رو موجب پيروزي مجدد عطارزاده نمي‌گردد و چرا اصلاح طلبان با توجه به اينكه مي‌دانند كه چنين اتفاقي ممكن است صورت بپذيرد هنوز هر كس بر طبل شعارهاي فردي و غيرحزبي مي‌كوبد؟

ـ عطارزاده در انتخابات مجلس هفتم يك رأي آماده را داشت. وي با پيروزي دولت نهم توانست رضايت حداقلي حاميان و رأي دهندگان خود را با تقسيم مديريتها، و معاونتها به سرانجام برساند ضمن اينكه برخي از اصلاح طلبان نيز جذب مديريت دولت نهم شدند براي مثال مدير كل ميراث فرهنگي و يا ابقاي مدير بازرگاني از نشانه‌ي جذب افراد بيشتر به طيف او هستند به نظر من از افراد رأي دهنده به عطارزاده و اصولگرايان كاسته وكم من كه نشده هيچ، افراد جديدي نيز به آنها افزوده شدند اما اصلاح طلبان هنوز در كسب رضايت تحريمي‌ها به عنوان اجزا اصلي و اعضاي قبلي همفكر و همسو هنوز ناتوانند.

گرچه عملكرد دولت احمدي نژاد مي‌تواند به كسب آرا كانديداهاي اصلاح طلبان كمك نمايد اما اختلاف اصلاح طلبان مي‌تواند به ياري اصولگرايان بپردازد. تأئيد تبادار و قائدزاده يعني گامي در جهت پيروزي اصولگرايان و اگر كانديداهاي بوشهر نتوانند در تقسيم سهم خواهي به ائتلاف بر سر يك گزينه به توافق برسند چه بسا عطارزاده دوباره كانديد بوشهر باشد.

× در مورد اقبال و يا عدم اقبال خودتان در صورت پذيرش ویا رد     صلاحيت در انتخابات بگوييد؟

ـ من روزنامه نگارم و قصد ادامه اين تجربه را دارم. من پس از اعلام شايعه شركت در انتخابات آن را تكذيب نكردم و تلاش داشتم آن را به عنوان يك سرمايه جهت كمك به اصلاح طلبان نگه دارم.

 واقعيت اين است كه من يك فعال سياسي نيستم كه قصد حضور و بهره‌وري از قدرت را داشته باشم. به عنوان يك روزنامه نگار هدفم نقد قدرت و دفاع از مردم و حوزه عمومي است. هر كس كه پي گير تحقق و تصويب قوانيني در راستاي تبيين حقوق بشر باشد تلاش من نيز در جهت حمايت از وي است ضمن اينكه به نظر من كانديداهاي اصلاح طلبان بوشهر بايد به خرد جمعي و نگره‌ي احزاب بوشهري احترام بگذارند و سهم خواهي را پس از پيروزي مطالبه كنند.

×‌نظر خودتان را در مورد كانديداهاي نامبرده زير بصورت كوتاه بيان نمائيد:

عطارزاده ـ نه

جمهيري ـ نه

ميگلي‌نژاد ـ نه

قائدزاده ـ نه

جميري ـ نه

تبادار ـ نه

× يعني حتي اصلاح طلبان را هم قبول نداريد؟

ـ حقيقت اينست كه بين گزينه‌هاي مطرح شده واقعاً‌هيچ كدام اصلاح طلب واقعي نيستند. شما تاكنون از بين جمهيري، تبادار و ‌قائدزاده موضع گيري و ابراز نظر كدام يك را در خصوص برخورد با دانشجويان،‌ برخورد با دفتر ادوار تحكيم و بازداشت اعضاي آن سازمان، توقيف سلام جنوب و بازداشت مدير مسئول آن، توقيف سفير دشتستان و بازداشت سردبير و مدير مسئول آن، سهميه بندي بنزين، انتخابات شوراها، نيروگاه اتمي و يا حتي مسائل اجتماعي ساده مثل آب و برق و ... ديده و يا شنيده‌ايد و يا امضاي كدام را در زير يك بيانيه اصلاح طلبان ديده‌ايد؟‌

به همين علت مي‌گويم اينها هيچكدام اصلاح طلب واقعي نيستند و در اصل مديراني بوده‌اندكه در دولت خاتمي پست گرفته‌اند و هنوز هم دوست دارند با چراغ‌ خاموش بيايند تا به مديريت برسند. اي كاش حالا كه مي‌خواهند كانديد بشوند ابراز نظر شفاف كنند تا ما با ديدگاههاي اصلاح طلبانه‌ي آنها آشنا شويم.

من اميدوارم كه احزاب بوشهري با  تجربه‌‌ از منتخبين شوراي سوم و تصميم آنها در انتخاب شهردار به ائتلاف عقلاني برسند و در انتخاب كانديد مورد نظر اصلاح طلبان سخت‌گيري ‌كنند و جديت به خرج دهند  تا كسي به ظاهر و نام اصلاح طلب، كانديد مردم نشود بلكه يك اصلاح طلب واقعي كانديد اصلاح طلبان گردد.

من فكر مي‌كنم در نبود و عدم حضور محمد دادفر به عنوان گزينه واقعي اصلاح طلبان سه كانديداي اصلاح طلبان در بوشهر لازم است به چرايي و چگونگي اصلاح طلبي خود به صورت صريح و شفاف پاسخ گويند و مطبوعات در اين مهم بايد با طرح پرسش،  اصلاح طلبي آنان را مشخص و اعلام نمايند.

 

 

نوشته شده توسط اسماعیل جعفری در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 ساعت | لینک ثابت |

 عدم برنامه ریزی صحیح منجر به تعطیلی تاکسی تلفنی ها در بوشهر گردید.


 


همچنانکه گمان میرفت ماجرای بی برنا مگی در عرصه سوخت کم کم منجر به ایجاد نارضایی در میان عموم مردم شده است .واین نمیتواند بدون علت باشد .یکی از عوامل تجمع اخیر در مقابل شرکت ملی  پخش فراوردهای نفتی بوشهر ودر ادامه آن استانداری بوشهر نبود برنامه از پیش تعیین شده برای مقابله با بحرانهاست در این مورد یعنی ایجاد مشکلات در حوزه تامین سوخت مردم میان استانداری و شرکت نفت سرگردانند و کسی جوابگوی آنان در این میان نیست تنها میتوان به یک نکته اساسی اشاره نمود وآن بحران بی تدبیری در میان مسئولان است. 

 


عکسها:اسماعیل جعفری


هرگونه برداشت عکس منوط به اجازه از صاحب اثر است.

نوشته شده توسط اسماعیل جعفری در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 ساعت | لینک ثابت |

با خبر شدیم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کشورمان اخیرا از صدور مجوز برای ۲۰۰۰نفر از متقاضیان انتشار عرصه خبر جلوگیری بعمل آورداما گویا استان بوشهر هم از این محدویت فله ای بی نصیب نمانده. بنا برهمین گزارش در بوشهر نیز از تعداد ۳۰ تقاضای صدورمجوز فقط با هفت تقاضا موافقت گردیده است.البته اخباری از این دست در کشورمان چیز عجیبی نیست اما نکته جالب توجه اینکه مجموعه سازمان متولی فرهنگ و ارشاد معتقد است که گربه را باید دم حجله کشت؟!!.

با توجه به انتخابات مجلس هشتم که در اسفند ماه آینده برگزار خواهد شد چنین اقداماتی می تواند به برگزاری سالم آن خدشه وارد نماید بدلیل تسلط جناح تمامیت خواه بر رسانه های گروهی از جمله وجود نشریات هوادار دولت نهم کفه عدالت اینبار نیز به نفع آنان خواهد بود.

نوشته شده توسط اسماعیل جعفری در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 ساعت | لینک ثابت |

موجودیت کلمات وابسته به معنای آن است .کلمات ممکن است در هرزمانی بسته به موقعیت زمانی و مکانی آن دگرگون شده و یا ثابت بماند.واژه نخبه به معنی برگزیده یکی از آن کلمات است . در موقعیت جهانی امروز که تعا مل رنگ باخته و تقابل درسیاست امروز جهان به جای عقل محوری قطعیت نسبی یافته، در واقع نخبه کشی واقعیتی نسبی است .دریدا فیلسوف فرانسوی و از واضعان نقد فرانو که جهان را در تقابل دو گانه مفاهیم می دید مفاهیم را به شکلی دو تا یی در مقابل با یکدیگر قرار می داد: زشتی و زیبایی/ خوبی و بدی/ و در تسلسل این تقابل بی انتها نخبگی در برابر نا نخبگی و شایستگی در مقابل ناشا یستگی معنا  می یابد. در کشورمان اما گواینکه دایره کلمات سیری قهقرایی دارد در خلال مرگ کلمات گویا بوشهر نیز از جهان اطراف جلوتر است .معانی نو در دولت نودولتان در همایش نخبگان استان عینیت یافت .همایش نخبگان در استان بوشهر که با حضور تعدادی از نخبگان دانشگاهی و دولتی ؟!!به بهانه شکل گیری بنیان های توسعه اقتصادی و ایجاد عدالت اجتماعی؟!! و در سال اتحاد ملی و انسجا م اسلامی صورت گرفت  احتمالا با هدفی غیر سیاسی؟!! در سالروز سوم تیر و روی کار آمدن دولت اصولگرای دکتر احمدی نژاد برگزاز گردید. مدعوین این همایش که بخشی از آن را وابستگان دو گروه موسوم به اصلاح طلب و اصولگرا تشکیل میدادند بیشتر نشان از همدلی و موافقت دو سویه فوق در ادامه حمایت از سیاستهای  دولت معجزه است. اما نگاه انتقادی به همایش مذکور نشان از توجیه کنش و عملکرد دولت نهم در اجرای منویات و خواسته های سیاسی و اقتصادی طیف وابسته به انجمن حجتیه است. سوای از نتایج تبلیغاتی این همایش می توان از عدم امکان ایجاد اتحاد در میان بخش های وسیعی از نخبگان با مجموع دولت غیر نخبه و غیر علمی نهم سخن به میان آورد.دایره اشتباهات دولت نهم مثنوی صد دفتر است !! که می توان برای مثال بر خورد این دولت با قشر فرهیخته و نخبه دانشگاهی و سیاستهای غیر علمی مبتنی بر حذف نخبگان و اساتید همچنین نشانه دار نمودن دانشجویان منتقد تحت عنوان ستاره دار معنایی جز فاصله از حرف تا واقعیت را ندارد؟!! .

سیاست های غلط اقتصادی که با تکیه بر درمان های زود گذر اقتصادی با توجه بر دستگاه عریض و طویل دولت /عدم  اجرای اصل 44قانون اساسی در خصوصی سازی از سوی دولت مذکور / عدم مهار تورم و بحران های مالی و بطور جامع نتیجه این سیاست های غلط به چاق شدن دولت و لاغر شدن بیش از حد مردم ، آ یا نمی تواند نشانی از وجود نا نخبگان و نا شایستگان در دولت نهم باشد؟ برای مثال اگر در بخش مربوط به فرهنگ بخواهم سخنی بگویم از اداره ای به نام فرهنگ و ارشاد میتوان سخن گفت که در بخش مدیریت،‌ نصرالله شفیعی در گذر دو سال اخیر چه برخوردها که با نخبگان عرصه های هنری و روزنامه نگاران صورت نداده است؟

تعطیلی دو هفته نامه و دادن تذکرات به دیگر نشریات ایجاد خطوط قرمز مطبوعاتی / دفاع از توقیف فله ای مطبوعات / آیا نشان از برخورد با نخبگان نیست؟ وجود شخصی به نام عطارزاده در مجلس هفتم که در سه سال گذشته به مسایلی همچون ماجرا ی رایس و جوانک قزوینی و ایجاد جنگ زرگری میان او افرشته که احتمالا نخواسته تابع دستورات  عطارزاده باشد چه ضرباتی بر توسعه استان وارد نمود. آیا این نشان از نا نخبگی نیست؟

طراحی این همایش سه روزه  که توسط دانشگاه خلیج فارس وبا مدیریت دکتر اسدپور وبا همکاری خانه مطبوعات محلی استان بوشهر که بیشتر اعضای آن را اصلاح طلبان دوم خردادی تشکیل می دهند با گزینش از قبل توسط  ریاست این مجموع نشان داد که میتوان در اقلیم عقل مدار دیارمان به جنگ کلمات رفت می توان هم اصلاح طلب بود وهم ... / می توان دوم خردادی بودو برای سوم تیر کف زد و احتمالا به همفکران از قافله عقب افتاده نیشخندی از سر تمسخر به آنان زد؟!!!.

نوشته شده توسط اسماعیل جعفری در شنبه نهم تیر 1386 ساعت | لینک ثابت |

شکرالله عطارزاده مدیرمسئول هفته نامه لیان و نماینده مجلس هفتم واز طرفداران جدی سیاستهای دولت نهم هفته گذشته در نشریه لیان بوشهراقدام به  گزارش عملکرد مجلس هفتم نمود فحوای کلام عطارزاده تکیه بر دوسه اقدام وعمل مجلس در دو یا سه سال گذشته دور میزد.بسیاری از منتقدان دیروز که امروز از قضای خوش حادثه بر صندلیهای مجلی تکیه زده اند در آن روز مجلس ششم را به سیاسی کاری وبی توجهی به امور معیشتی متهم نمودند- اگرچه نمی توان از فرصت سوزیهای هشت ساله براحتی گذشت میتوان آن دوران را تکراری از این قبیل در مسیر تاریخ معاصر ایران یافت مشروطیت که به گناه شیخ فضل الله نوری که از مشروطه مشروعه سخن گفت تا با انحراف از نیت  مشروطه خواهان که خواستار اجرای قانون و تاسیس عدالتخانه به شیوه غربیان بودند و چنان بر سر دار رفت که ذکرش بخشی از تاریخ است - با شروع بکار مجلس هفتم که با بزرگنمایی مشکلات معیشتی مردم و انگشت گذاشتن بر خواسته های کاملا عامیانه آوردن نفت بر سر سفره بیچارگان سعی در غیر سیاسی نمودن کشور نمودند سیاست یکدست مجلس که غالب مصوبه های آن با اکثریت آرای نمایندگان به تصویب میرسد نشان از همدلی مجلس نشینان برای حل مشکلات مردم دارد.عطار زاده نماینده مجلس هفتم واز کاشفان رابطه عشقی رایس و جوان قزوینی وباز از حامیان جدی دولت معجزهبربرحسب عادت مالوف در این گزارش به بزرگنمایی سه سال اخیر فعالیتهای مجلس هفتم مینماید ودر جایی از گفته اشان در تاکید بر مخالفت با اصلاحات اقدامات نمایندگان مجلس دوران اصلاحات همچون بست نشینی در مجلس را عملی نمایشی میداند وآنان را مورد طعن وسرزنش قرار میدهد.امروز به زعم ایشان و همفکرانشان خود در جایگاه آزمایش و امتحان قرار گرفته اند ومشخصا اینکه عطارزاده دفاع ازمجلسی نمود که هم سیاسی است وهم غیر اقتصادی. چهره فقر نه تنها از جامعه ایران رخ بر نتافته بلکه رخ نمون آن علاوه بر فقر اقتصادی فقر مضاعف فرهنگی از قبیل نبود رسانه های آزاد را بدنبال داشته است.عطارزاده با دست نگذاشتن بر روی قیمتهای سرسام آور مسکن اجاره بهاوتورم مضاعف واعتیادوفحشاء احتمالا چشم مبارکشان را بسته اند که میتوان بزعم ایشان آن را نه تراژدی بلکه طنزی تلخ نامید.عطارزاده که همچون سلف خلف خویش در دولت معجزه از مبارزه با رانت خواری سخن میگوید نمیگویند که چه تعداد از فامیلهای دولتمردان دولت نهم در ام القرای جهان اسلام بر کرسی های دولتی نظام اسلامی بزعم ایشان وجمهوری اسلامی ایران بزعم ما تکیه زده اند. -د-برای نمونه میتوان از ایمان عطار زاده برادر زاده ایشان سخن بمیان آورد اگر ایشان به منشور عدالت حضرت رسول اکرم(ع) واگر به عدالت علی اعتقاد راسخ دارند در شیوه تفکر این دو بزرگمرد تاریخ هم نظام شورایی وهم دوستی با مخا لفان اهمیت بسزایی دارد حضرت امام علی قبل از شهادت خویش کاسه شیروعسل را برای قاتل خویش ابن ملجم مرادی میفرستد.همان امام همام در برابر تقاضای برادر خویش مسلم بن عقیل برای کسب مال مردم آهن گداخته در دستان برادر خویش می نهد تا تاریخ را به قضاوت وادارد که علی(ع)امانتدار عدالت بود وقتی در نامه خویش به مالک اشتر اورا به عدالت با مملکت مفتوحه مصر فرمان میدهد نه مصلحت خود و خانواده خویش را در نظر گرفت وبرای خلافتی که از اوبزور غصب گردید 25سال سکوت مینماید بر خلاف آن امام بزرگوار این نماینده مجلس هفتم در گزارش خویش چیزی از حمله به مخالفین خویش فروگزارنیست. امام علی با سکوت بیست و چند ساله خویش اثبات نمود که کوششهایش برای رسیدن بر مسند قدرت نبوده اما این نماینده مجلس هفتم در هیچ جای گزارشش نگفت که اوو همفکرانش بر اساس کدام قانون میخواستند مدت نمایندگی خود وهمفکرانشان را کمی اضافه نمایند تا رای دهندگانش بتوانند در مدت نمایندگی ایشان ازاوکسب فیض نمایند.این نماینده مجلس نگفت که جنگ زرگری او واستاندار منصوب وی فرصتهای زیادی از استان بوشهر را بهدر داد.

نوشته شده توسط اسماعیل جعفری در یکشنبه بیستم خرداد 1386 ساعت | لینک ثابت |

اسماعيل جعفري ــــ جعفر پور كبگاني فرماندار اصول گراي شهرستان بوشهر اين روزها از جهاتي خبر ساز شده است خبر درگيري لفظي او با معاون سياسي استاندار و نيز اختلافاتي كه ميان او و افراشته استاندار بر سر زبان هاست در هفته هاي گذشته شايعه ي مربوط به عزل او از فرمانداري را به شكلي مطرح كرد پوركبگاني كه رهبري يك جريان اصول گراي راديكال را در يكي از مساجد شهر بر عهده داشته و بنا به گفته ي ...


جعفر پور كبگاني فرماندار اصول گراي شهرستان بوشهر اين روزها از جهاتي خبر ساز شده است خبر درگيري لفظي او با معاون سياسي استاندار و نيز اختلافاتي كه ميان او و افراشته استاندار بر سر زبان هاست در هفته هاي گذشته شايعه ي مربوط به عزل او از فرمانداري را به شكلي مطرح كرد پوركبگاني كه رهبري يك جريان اصول گراي راديكال را در يكي از مساجد شهر بر عهده داشته و بنا به گفته ي خودش همچنان نيز در اين مسجد و هدايت فكري آن نقش گذشته ي خويش را ايفا مي كند، در دو هفته ي گذشته نيز توانسته است با حمايت همين جريان بر روند موكول به عزل خود فايق آيد و اكنون به نظر مي رسد مساله ي عزل وي از سمت فرمانداري با پا در مياني چهره هاي صاحب نفوذ اصول گرا و يا دخالت تهديد آميز جريانات حامي وي منتفي شده است. در آخرين روز هفته ي گذشته اسماعيل جعفري عكاس و خبرنگار پيغام با حضور در دفتر فرماندار بوشهر مصاحبه اي را با وي انجام داد. در اين گفتگو جعفر پور كبگاني از موضوع اختلاف خود با استاندار و همچنين نقش خويش در حوادثي كه تا قبل از استقرار دولت نهم و بخصوص در ارتباط با تقابل جريان اصولگراي پيرامون وي با اصلاح طلبان رخ مي داد سخن گفته است. او همچنين در اين گفتگو ضمن اين كه قضيه ي عزل خود را به طور تلويحي تاييد مي كند تاكيد دارد همان طور كه با خواست و اصرار نيروهاي اصول گرا كه وي مدعي ست در تمام مساجد شهر حضور دارند پا به ساختمان فرمانداري بوشهر گذاشته است با حمايت همان ها نيز حضور خود را در اين سمت تداوم خواهد بخشيد اما نكته ي جالب توجه اين گفتگو آن است كه با وجود اينكه به زعم بسياري، اختلاف پوركبگاني و استاندار و معاون سياسي اش به اختلاف استاندار با عطارزاده و حمايت پوركبگاني از نماينده ي بوشهر و گناوه و ديلم مربوط مي شود، فرماندار بوشهر در اين گفتگو مدعي ست از اختلاف عطارزاده و افراشته و مسايل پشت پرده ي اين اختلافات بي اطلاع است ! متن كامل و البته ويرايش شده ي اين گفتگو را در همين شماره ي پيغام بخوانيد:
پيغام :این روزها اخبار و شايعات زيادي در باره ي عزل شما توسط استاندار در سطح شهر بوشهر وجود دارد صحت این موضوع را تا چه حدي تأئيد مي‌كنيد؟
- ‌خدمت شما عرض كنم روزي كه بنده به عنوان فرماندار آمدم، بچه‌ها اصرار داشتند بیایم و خودم هيچ اصراري به اين موضوع نداشتم كما اينكه دوست داشتم در همان چارچوب معاونت امر به معروف و كارهاي تحقيقي كه دنبال مي‌كردم،‌فعالیت نمايم و نتيجه‌اي از كارم بگيرم، به طور كل اكثر نمايندگان تمام مساجد شهر اصرار داشتند كه پست فرمانداري را بپذيرم. باز هم من از نماينده محترم ولي فقيه حضرت آيت ا… ايماني اجازه خواستم كه شرايط براي من اينگونه رقم خورده كه من به عنوان فرماندار بوشهر پا جلو بگذارم ايشان گفت كار بسيار خوبي مي‌كنيد و الان شما هم با تلاشي كه داريد مي توانيد گامي در محروميت زدايي شهر بوشهر داشته باشيد. خوب كار را شروع كردم و بنا شد هر جا مشكلي پيش آمد با همكاري و مساعدت نيروهايي كه در اين كار دخيل بودند، كارها را پيش برده و موانع را از سر راه برداريم، ‌تا حالا هم لطف خدا شامل حال من شده و هر اتفاق ميموني كه افتاده بر اثر تلاش بنده و يا اينكه توانمندي بنده نبوده و فقط لطف خدا بوده كه شامل بنده‌‌ي حقير شده است و اشاره‌اي هم كه راجع به پارچه‌نوشته‌ها و سايت ها نموديد، قطعاً‌در تمام برنامه‌ها نيروهاي ارزشي جايي كه احساس خطر بكنند، خودشان دست به كار مي‌شوند. منتها خدمتتان عرض كنم ممكن است در روند كار بحثي بين مافوق و مادون پيش بيايد مثلاً‌در اثر اختلاف سليقه همين كه بچه‌ها احساس خطر كنند، ‌نه در اين زمينه، در زمينه‌‌هاي مختلف مي‌آيند جلو و اين بسي جاي خوشبختي است كه نيروهاي ارزشي و مسجدي و نيروهاي دلسوز شهر همدل و همراه با هم هستند كه در اين موضوع كه نظر آقايان بوده ـ عزل فرماندار ـ چنین حركتي شده‌و اميدوارم كه من هم خدمتگزاري صديق براي همه‌ي شهروندان شريف بوشهر باشم.
پيغام: ‌فرض كنيم كه شما صبح به سركار آمديد و ديدید نامه‌اي از سوي استاندار برايتان آمده و از مقام فرمانداري عزل شده‌ايد، واكنش شما چيست؟
ج: من بخاطر ميز و صندلي نيامده‌ام. براي خدمتگزاري به مردم آمده‌ام.
پيغام: ‌‌چه عواملي باعث شد بعد از گذشت يك سال از تصدي شما در پست فرمانداري و همچنين گذشت سه سال از نمايندگي آقاي عطارزاده در مجلس هفتم این اتفاق بیفتد؟ آيا اين ناشي از اختلافات سليقه است يا چيزي ديگر كه ً‌بعد از يكسال و اندي اين همه اختلافات بروز كرد و چه شد كه بين افراشته و عطارزاده اختلافات بالا گرفت؟
- در مورد اختلاف افراشته و عطارزاده چون من اطلاع كافي و وافي از موضوع ندارم و اگر مطلبي هم بوده در محيطي دربسته ،‌ صحبتي رد و بدل شده و اتفاقی افتاده که من بی اطلاعم. این که اینها اختلاف سليقه است يا چيز ديگر، من نمي‌دانم اما من اين را اشاره مي‌كنم كه فعالیت سیاسی در نظام اسلامي با نظام های دیگر دو تفاوت دارد. يكي رعايت حريم ديگران و دوم رعایت اخلاق .شما نگاه كنيد اگر برگرديم به اوايل انقلاب جايي نبوده كه حضرت امام در مقابله با روسای قدرتها حتی دشمنان غیر محترمانه برخورد نماید ایشان همیشه آن اخلاق اسلامي را رعايت مي‌فرمودند،‌خوب ما شاگرد امام هستيم و بايد اين مسائل را رعايت كنيم تا آموزشي باشد براي نسل‌هاي آينده اما اينكه به فرض من يا زید يا فلان بنشينيم با نفر رو به رویمان و چون اختلاف سليقه يا عقيده داريم، به هم تو هين کنیم ، اين عاقبت خوبی نخواهد داشت و نسل آينده اين را نمی پذيرد يا اگر بپذيرد آينده‌ي مملكت دچار اشكال خواهد شد. كما اينكه ما در بحث فرانسه مي‌بينيم انقلاب كبير فرانسه رخ‌داد ولي نتوانست درس بدهد، انقلاب كبير فرانسه اگر درس داده بود امروز فرانسه‌اي كه همه تمدن، حقوق و بخصوص حقوق مدنی ست، به دليل انتخاب رئيس جمهور، دستخوش اين حوادث نمي‌شد.
پيغام: با توجه به اينكه امسال سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي است و با توجه اينكه مفهوم مليت و مذهب در موازات يكديگر گذاشته شده است، بحث اينجاست که اصلاً‌شاخصه‌هاي اتحاد ملي و انسجام اسلامي چه چيزهايي است؟ مي‌بيينيد که ما با آمريكا درگير هستيم و اين درگيري اگرچه به صورت رويارو و مستقيم نيست، فعلاً‌به توپ و تفنگ کشیده نشده، اما فضای خصومت وجود دارد من مي‌خواهم بگويم آيا با توجه به اين شرايط در داخل و با توجه به نامگذاري سال جديد به اتحاد و انسجام اين اختلاف ها نمي‌تواند به از هم گسيختگي ريشه‌هاي اتحاد و انسجام بيانجامد؟ ‌آيا اين منجر به فروپاشي نخواهد شد؟
ج:‌خدمتتان عرض كنم در بحثي كه شما گفتيد، خب اختلاف اگر بين مسئولان باشد جامعه لطمه مي خورد ولي اينكه شيرازه به هم بخورد، مردم ما خيلي هوشيارند، نگاه كنيد ما شرايطي سخت تر از اين‌ها را داشتيم مثلاً‌زمان بني صدر، جنگ هشت ساله، قطعاً‌در اين مدت مردم ما داراي تجربه شده‌اند، مردمي كه در سال‌هاي 59 و 60 اين مسائل را مي‌بينند، اين‌ها را تجربه مي‌كنند و امروز آن را بكار مي‌گيرند مردم كار خودشان را مي‌كنند و نگاهشان و گوش‌شان به رهبري است از او الهام مي‌گيرند، شما در سفر اخير مقام معظم رهبري به خراسان رضوي، نگاه كنيد،‌محيطي، مهيا شده كه كساني كه در اين كشور چه ايراني و چه غيرايراني اند متأثر مي‌شود امروز من كه تلويزيون را نگاه مي‌كردم طلبه‌اي افغاني به زبان افغاني مي‌گفت ـ انكلاب ( انقلاب) به اشاره‌ي رهبري خدمت مي‌كند. ما زياد اين حركتها را ديديم، فكر مي‌كنم هم سن هم باشيم. شما به جهان هستي نگاه كنيد،‌كهكشان راه شيري كه چقدر داخل آن سياره هست و برگرديد به زمين كه چقدر قاره در آن است قاره‌ي آسيا، اروپا و اقيانوسيه و ... برگرديد در آسيای به اين بزرگي به كشور ايران و در ايران نگاه كنيد به انسان و بعد انسان و همه بعد نگاه كنيم به بوشهر.
پيغام:در جاهاي مختلف از شما نمادي ساخته‌اند كه اصلاً اهل گفتگو نيستيد قبل از انتخابات رياست جمهور در دولت نهم هم ‌شايعه بود ،كه شما اجتماعات را به هم مي‌زنید آيا چنين مسائلي صحت داشت و الان شما به عنوان فرماندار بوشهر چه نظري در مورد آن شايعات داريد؟
ج: يك وقت اجتماعي را به هم مي‌زنند و يك وقت نمي‌گذارند مراسمي برگزار شود، وقتي به هم مي‌خورد، وقتي بهم مي‌زنند و اين از نظر دستور زبان متفاوت است و هر كدام جايگاهي ‌دارد. وقتي جلسه‌اي تشكيل مي‌شود به عنوان جلسه‌اي عمومي، ممكن است من بروم و شما نرويد ولي اگر شما در منزل خودتان بگوييد با 30 يا 40 نفر جلسه‌اي دارم و اسم من جزء ‌ليست نباشد، من حق ندارم وارد آن جلسه شوم. چون دعوت نشده ام اما وقتي آمدم منزل شما و اسم من هم جزء ‌ليست بود، حق اظهار نظر هم دارم و شما هم بايد مرا تحمل نماييد و من نمي‌گويم ديدگاههاي مرا بپذیرید ولي حق تمسخر آن را نداريد. جرياناتي بوده كه به هم خورده ولي ما دعوت بوديم بحث سر معيشت شده، ‌بحث بر سر مسايل اقتصادي شده و یک نفر كه بود به عنوان نماينده يا وكيل مردم آمده نبايد ديدگاههاي مردم را مورد تمسخر قرار دهد.من منظورتان را مي‌دانم اتفاقاتي بود كه در مجتمع فرهنگي افتاد... زماني كه از آقاي مزروعي سؤال مي‌شود كه شما بايد مسائل معيشت مردم را دنبال كنيد و او مسخره مي‌كند و ديگران را مورد تمسخر قرار مي‌دهد شما اگر باشيد از او توضيح مي‌خواهيد يا نه؟.... ، بعد هم اگر كسي به شما حمله كرد و بعد ما را به جايي مي‌برند كه به هر حال محاكمه مي‌شويم،‌افراد متعددي از دو طرف محاكمه شدند، جالب اين بود كه در مرحله‌ي اول بايد مدعي العموم از ما شاكي مي‌شد ‌و كساني از ما شاكي شدند كه در اين جريان متضرر نشدند و اگر كسي هم متضرر شد، ما بوديم. خب اگر ما اشتباه و خطايي داشتيم، بايد محكوم مي‌شديم و اين جريان جالب است كه كساني كه دم از دموكراسي مي‌زنند، بايد به قانون احترام بگذارند، شما كمك كنيد در مسائل حقوقي مي‌گويند محكوم و متهم، ‌محكوم كسي است. اگر فردي اعتراضي دارد و قانون براي او راههايي پيش بيني نموده كه متاسفانه كارهاي خلاف شرع و قانون كردند، الحمدالله كه ما سربلند از اين مسئله بيرون آمديم. من اين را مي‌خواهم بگويم كه مسئله اي كه در مجتمع بود، ما مجالس متعددي پشت سر گذاشتيم از مجلس اول كه تعدادي زير آوار حزب جمهوري رفتند مثل مرحوم شهرياري و الخ... عرض كردم كسي كه مي‌آيد به عنوان نماينده‌ي مجلس حالا مي‌خواهد مزروعي باشد نماينده‌ي اصفهان، بايد بداند حق و حقوق ملت رعايت شود من اين را مي‌گويم، سؤال كردم از ايشان راجع به اقتصاد و ايشان تمسخر كرد و تصور نمود كه مردم بوشهر آدمهاي مسخره‌اي هستند... ناراحتي من اين است كه كساني كه مزروعي را دعوت كرده بودند بايد به او حالی مي‌كردند كه بوشهري نبايد تحقير شود، منتها جاهايي هم بود كه بنده نمي‌گذاشتم برگزار شود. چون آن را مخالف با شرع‌مي دانستم. مي‌گفتم فلان جا نبايد برگزار شود حالا من نمي‌دانم چهره‌ي مرا چگونه مي‌خواهند نشان دهند،‌چهره خشونت طلب، چهره‌اي كه گفتمان نمي‌داند فقط زد و خورد بلد است ،‌شما اگر مي‌خواهي چيزي دستگيرت شود به فرض مثال چشم انسان را ببنديد و بگوييد نبينيد و نشنويد، ... بايد موضوع را لمس نماييد. لمس كردن ديدگاه من در جامعه امروز مصداق زيادي دارد. من در مسجدي هستم به نام مسجد قرآن ، شما براي نماز به آنجا بياييد، نمي‌توانید جايي براي خواندن نماز پيدا كنيد. وزير ارشاد ،صفارهرندي آمد، محسن رضايي آمد ‌و مي‌گفتند ما اولين مسجد در كشور را ديده‌ايم كه اينقدر جوان است، شما از هر ده تا افراد میان سال و پيرمرد 8 تا جوان مي‌بينيد،‌ما فقط 40 نفر حافظ كل قرآن داريم كه همه جوان هستند و اصلاً‌ جا نداريم. من مربي فوتبال بوده‌ام،‌مربي شنا بوده‌ام،‌برويد بين ورزشكاران تيم شاهين و ايران‌جوان من چظور هستم. حادثه‌اي براي من رخ داد كه بخاطر دفاع از دختر خانمي روي من اسيد پاشيدند و از آن خانواده دفاع كردم بعد همين جوانها دور من آمدند و براي من ناراحت بودند. يا همين الان فقط كافي است بگويم با فلاني كار دارم فوتباليست‌هاي بوشهر آقاي رضايي،‌محمود آرامش،‌محمود بحريني آقاي عبدالله قوسي، آقاي جلال ثابت كه الان در تيم استقلال خوزستان بازي مي‌كند، امروز به من زنگ زده من بعد از مدتها مي‌خواهم آنها را ببينم اصلاً ‌با بعضي از آنها مثل آقاي معروف خاني، در باشگاه ايران جوان برويد و بگوييد فلاني مي‌خواهد كاره‌اي در باشگاه شود ببين چه مي‌گويند، برويد به شاهيني‌ها بگوييد كه فلاني مي‌خواهد بيايد اينجا كاره‌اي شود، ببينيد چه مي‌گويند؟ در سالن وزنه‌برداري آقاي بهرام‌زاده رئيس هيئت وزنه‌برداري،‌اصلاً‌آنها با من دعوا دارند كه هفته ای يك شب به آنجا بياييد... شما به كارمند‌هاي من بگوييد كه مي‌خواهیم پنجاه هزار تومان به حقوق شما اضافه كنيم برويد استانداري يا جايي ديگر، حاضر نمي‌شوند روزي كه آمدم، شما بوديد اگر آن روز خانمي را ديدم كه در گوشه‌اي ايستاده با ايشان سلام كردم . ايشان اظهار داشتند كه از شما هيولايي ساخته‌اند، اين روش ،‌روش خوبي نيست. راحت مي‌شود كسي را تخريب كرد. مي‌شود دروغ داد. ولي تا كي ؟بالاخره روزي حقايق روشن مي‌شود.
پيغام: ياد دارم در دانشگاه آزاد در طبقه‌ي دوم در تابلویي عکسی از یک هفته‌نامه زده شده بود كه درب مجتمع را با تبر كوبيده بودند و گويا شخصي هم به نام جهانبخشان در آن قضيه مجروح شده بود. گويا شما هم در آن درگيري حضور داشته ايد.
ج: من ايشان را نمي‌شناسم. راجع به دانشگاه هم احتمالاً‌با هم بوديم. من در سال 82 تمام كردم. همين الان با كساني هم چون دكتر فرهمند و قيم كه الان در لبنان درس مي‌خوانند من با اينها رفت و آمد دارم اصلاً‌با خانواده قيم رفت و آمد خانوادگي داريم. آقاي دكتر غريبي كه با هم بحث‌هاي مختلفي داريم.
پيغام: شما انتقادپذير هستيد يا خير؟
‍ج : عرض كنم كه اگر انتقاد نباشد جامعه سازنده نيست، همه به شما بگويند خوبی اصلاً‌خودت خسته مي‌شوي.شما آن روزي كه دو جلسه معارفه‌ي من بود در اينجا بوديد گفته‌هاي آقاي قائدزاده را شنيديد و گفته‌هاي من هم همين طور من چه گفتم؟‌خيلي مختصر حرفهايم را گفتم.

نوشته شده توسط اسماعیل جعفری در چهارشنبه نهم خرداد 1386 ساعت | لینک ثابت |

اخلاق سياسي با اخلاق رسانه‌اي تفاوت و تضاد دارد

اسماعيل جعفري

گفت و گو با حميد مؤذني روزنامه نگار

 در وضعيت كنوني بعنوان يك روزنامه نگار نگاه شما به جامعه ايراني چگونه است و آيا بحران اجتماعي كنوني به مطبوعات هم بستگي و ارتباطي دارد؟

-در وضعيت كنوني ما با يك وضعيت بحراني ممتد روبرو هستيم. در يك نگاه گشتالتي (كل نگر) مي‌توان مشاهده نمود كه در دهه‌ي 80 جامعه ايراني دچار تشديد بحران اجتماعي شده است و افراد جامعه، همگي بصورت خيلي شديد و حتي مي‌توان گفت در سبك بازيگري «برشتي»، مردم با اغراق و يا فاصله گذاري، دوري خود را از ارزشهاي اخلاقي و انساني نشان مي‌دهند. ونداليسم و بزه شهري در ذهن و عمل جامعه بعضا به ارزش تبديل شده است و نمونه‌هايي از فساد بخشي از افراد جامعه را در برگرفته است. تشديد انواع بزهكاري و برونداد اضطرابي كه در سطوح جامعه برجسته است و همچنين صفحات حوادث نشريات كه اين احساس خطر را به مخاطب القا مي‌كند حاكي از همين وضعيت نسبتا خطرناك است. بنابرهمين مشاهدات باعث مي‌شود احساس ايمني كم كم از افراد جامعه رخت بر بسته و عدم امنيت اذهان شهروندان را ناراحت كند. براي مثال نبود ايمني در پرواز، رانندگي و مسافرت در جاده‌ها و بقيه انواع و اقسام قتل‌ها كه حتي قتل‌هاي نسبي بوفور در آنها به چشم مي‌خورد از وضعيتي اسفناك و خطرناك در جامعه حكايت مي‌كند. از سوي ديگر تخريب و تحقير تحليل و تأويل و تشويق رياكاري و بازيگري كه همان بازتوليد رندانگي تاريخي‌ها است ضمن اينكه به متورم شدن آسيب‌هاي اجتماعي مي‌انجامد امنيت و سلامت جامعه را تهديد مي‌كند.

مطبوعات و رسانه‌هاي ما نيز به گونه اي متأثر از همين وضعيت اجتماعي هستند. شما اغراقهاي اخلاقي مجريان تلويزيون و واقعيت بسيار بسيار فاصله دار كردار و رفتار آنها با مضاميني و مسائل كه مطرح مي‌كنند را اگر با همديگر مقايسه كنيد متوجه مي‌شويد اين افراد در  اوج از خودبيگانگي در رسانه‌ي رسمي فعاليت مي‌كنند. روزنامه ‌نگاران ايراني اما از اين قاعده رسانه‌هاي تصويري رسمي ايران مستثني هستند اما فعالان اين عرصه نيز همانند پزشكان ايران برخي به فكر دغدغه‌هاي شخصي خود هستند تا دغدغه‌هاي مشترك انساني و اجتماعي. متأسفانه بايد اذعان نمود تمامي اخلاقها در وضعيت كنوني دچار ضعف و تخريب شده‌اند.

 اين موضوع كه راجع به مطبوعات ذكر كرديد در مطبوعات ملي منظورتان است يا محلي؟

-         مطبوعات سراسري ما خوشبختانه از اينقاعده تا حدودي پيروي نمي‌كنند ولي مطبوعات محلي بوشهر متأسفانه بسيار درگير اين وضعيت هستند.

 آخرين عملكرد مطبوعات در انتخابات شوراي شهر بود شما چگونه به اين عملكرد نگاه مي‌كنيد؟

ـ اتفاقا به مورد خيلي خوبي اشاره‌ مي‌كنيد. انتخابات شوراي شهر بوشهر از ابتداي انتخابات تا پايان آن و پس انتخاب شهردار مورد مثالي خوبي از پايبندي يا عدم پايبندي مطبوعات بوشهر به اخلاق روزنامه نگاري است. در نبود احزاب مستقل و آزاد در ايران مطبوعات سهم بسزايي در تغيير و تحولات سياسي ايران دارند. بهمين دليل شما آشنايي خود را با سياسيون بيشتر از طريق مطبوعات مي‌شناسيد و سياسيون كه كاركرد رسانه‌اي نداشته باشند و به ارزش خبري تبديل نشوند در محاق باقي مي‌مانند. حضور دادفر و عطارزاده در مجلس حكايت از همين موضوع مي‌كند ضمن اينكه بقيه كانديدا ها نيز از پي حمايت نشريات در مجلس حضور دارند. مطبوعات اصلاح طلب بوشهر در انتخابات شوراي شهر سوم بوشهر تلاش فراواني كردند به ويژه هفته‌‌نامه پيغام و پس از نتيجه نيز جشن پيروزي اصلاح طلبان تنها در همان هفته پس از آن در مطبوعات منعكس شد. واقعيت اين است مثل هميشه به نظر مي‌آيد اصلاح طلبان مضطرب رودست خوردند و باز مثل هميشه نيز پس از باخت اصلاح طلبان تلاش مي‌كنند با تحليل هاي پر طمطراق شكست خود را توجيه كنند. چكار كنند اين بنده خداها؟ دلخوشيشان همين است. ولي بهر صورت در بازي سياست، گل نزدي گل مي‌خوري. اين قانون مشترك سياست و فوتبال است. دوم خرداديها گل نزدند سوم تير برنده شد، سوم تير حماسه گشت! و جاش نشست. حالا هم قضيه اعضاي اصلاح طلب شوراي شهر بوشهر هم به همين صورت است. ولي البته در اين مسابقه فورواردهاي گل زن از سوم تير نيستن و به اصطلاح دوم خردادي هستن كه مثل هميشه گل به خودي زده‌اند. نگاه كنيد پس از اعلام نتايج شورا، در هفته اول اصلاح طلبان جشن پيروزي گرفتند، هفته دوم خاموشي و سكوت بود و هفته‌ي سوم اصولگرايان جشن گرفتند و جدول مندليف ليان، اصلاح طلبان را مستقل معرفي كرد و جشن پيروزي اصولگرايان را اعلام نمود.

من در مقاله‌اي در نسيم جنوب نوشتم و بصورت انتقادي به بازيكنان داخل زمين شده دوم خرداد يعني اصلاح طلبان در شورا گفتم تيمتان را مشخص كنيد و آنها هم مشخص نكردند. ايام گذشت، سال نو آمد و ديديم كه شهردار نو نيز چگونه آمد پس عطارزاده آدماي سياسي ما را بهتر مي‌شناسد. بهر صورت بايد كاري كرد: يك مربي خوب و شجاع، انتخاب بازيكنان حرفه‌اي و با اخلاق و از آن مهمتر لازم است تماشاگران هم تيم را حمايت كنند تا از خودي به صورت مكرر گل نخوريم و بايد يادبگيريم به حريف گل بزنيم و اگر اين كار را نكنيم و اين تصميم را نگيريم، اسكوربورد اصلاحات مادام پر از همين گلهايي است كه از اپورتونيستها مثل همين اعضاي باصطلاح اصلاح طلب شورا خورده و مي‌خوريم. وظيفه مطبوعات در اين گونه موارد مشخص كردن جايگاه و تيم بازيكنان است. روزنامه‌ها بايد با تهيه خبر، گزارش و مصاحبه‌هاي انتقادي و چالشي افراد را در منگنه‌اي از هويت سياسي قرار دهند كه اپورتونيست‌ها كارشان سخت و هزينه‌شان بالا رود. البته بايد بدانيم اپورتونيستها هزينه‌هاي حداقلي را هم محاسبه مي‌كنيد و مثلاً مي‌دانند بابت يك چرخش سياسي حداقل يك يا دو هفته در تيررس انتقاد مطبوعات هستند و پس از آن آرامش برقرار مي‌شود. اگر مطبوعات ما به زعم «‌آنتوني گيدنز»‌ تلاش كنند «دموكراسي بازتابي» را گسترش دهند يعني نظرسنجي و انتقاد دائم را سرلوحه‌ي كار خود قرار دهند حتما افراد سياسي به ويژه اپورتنيستها از محاسبه‌ي حداقلي مي‌پرهيزند و تلاش مي‌‌كنند اخلاق سياسي را رعايت نمايند.

 مي‌توانيد موارد مصداقي ديگري هم را ذكر كنيد؟

ـ بله نگاه كنيد: مثلاً نشريات بوشهر در اين چند سال چه مقدار توسعه‌ پيدا نموده‌اند. با بررسي وضعيت زندگي برخي مسئولان اين نشريات و شكل و شمايل نشريه آنها از لحاظ ارتقاء كيفي و يا افزايش صفحات آنها، بخوبي مي‌توانيم تضاد بسياري را مشاهده كنيم. يعني همانقدر كه مديران اين نشريات در زندگي شخصي خود پيشرفت كرده‌اند به عكس نشريه آنها به همان شكل و سياق 10 سال پيش خود منتشر مي‌شوند. هنوز صفحات اول بسياري از نشريات به بخش رسمي يعني درج آگهي هاي متعدد و متنوع ادارات وابسته است تا عكس و تيتر و موضوعاتي كه قرار است در نشريه مطالعه شود . شما تاكنون نديده‌ايد كه مطالب نشريه از بخش بالا به بخش پائين نشريه يعني قسمت آگهي‌ها سرايت كند اما هميشه و يا بصورت زياد مي‌توانيد آگهي‌ها را بجاي عكس و تيتر صفحه اول مشاهده كنيد. از اين تأسف بارتر برخي مواقع حتي تيتر نشريه خود رپرتاژ است. يعني اگر نشريه‌اي تيتر را فاكتور نمي‌كند تا بابت آن وجهي نقد را دريافت كند اما رانت متأثر از اين تيتر به سوق دادن آگهي‌هاي بيشتر و يا حتي اشتغال همكاران سبب مي‌شود و با امور مربوط به نشريه در آن سازمان تسهيل پيدا مي‌كند . اين موارد جزو موارد تأسف بار نشريات بوشهر است. من پارافراتر بگذارم. يكي از نشريات قديمي و تأثير گذار بوشهر مديريتي سياسي دارد تا رسانه‌اي.

به نظر من در تكميل مطلب تحليلي آقاي اجرايي كه بر اساس تأثير گذاري و نوع مخاطبين به نشريات بوشهر پرداخته شده بود. بر اساس آسيب شناسي عملكرد رسانه‌اي و رعايت اخلاق مطبوعاتي نيز اگر به نشريات بوشهر پرداخته شود، آن موقع است كه چه بسا جاي معلق ها با تأثير گذارها جابجا شود.

 اگر امكان دارد كمي بيشتر توضيح مي‌دهيد؟

-فكر مي‌كنم توضيح بيشتر مثمر ثمر باشد. نگاه كنيد اخلاق رسانه‌اي با اخلاق سياست دو تا است. سياست ورز اهل معامله است و چه بسا از بسياري از مسائل چشم پوشي كند تا رقابت بر كسب قدرت پوياتر و نتيجه بخش‌تر باشد اما اخلاق رسانه‌اي بر عكس اين است. يعني روزنامه نگار به فكر نقد مدرن است و در اين نقد مدرن به پيامدها كمتر فكر مي‌كند بلكه تلاش  مي‌كند با افشاگري ، تأويل و تحليل به همه زوايا نور بيافكند. وقتي يك نفر با تفكر سياسي به كار ژورناليستي و رأس يك نشريه پاگذاشت نورافكني و سايه بخشي را مشروط مي‌كند. خودي و غير خودي اصل مي‌شود و معامله نام خود را تعامل مي‌گذارد. انتقاد از مسائل سياسي ملي و محلي جاي خود را به اولويت توسعه  استان مي‌دهد و بنوعي تلاش مي‌شود برخلاف خواست عمومي و حوزه عمومي انتقادها لاپوشاني شود و با كادوپيچ كردن عدم انتقاد اذهان را منحرف نمايد.

 پس به نظر شما كار اصلي روزنامه نگار نقد است و نگاه سياسي در اين حرفه جايگاهي ندارد؟

به نظر من در وضعيت كنوني و كلاً جامعه ايران بايد تلاش نمود با نوعي خرد ورزي حتي اگر انتقاد با مشكل بيان متوجه است بصورت گفتماني كاركرد نشريه را انتقادي نمود. اين موضوع مي‌تواند در عكس، طراحي ، كاريكاتور، ترجمه‌هاي مطالب تطبيقي و .. به انجام رسد. نشريه حتماً بايد به عرصه سياست بپردازد ولي نبايد با سياسي بازي از سياست بگذرد و خود را سياسي معرفي نمايد.

شما همه مشكلات را به گردن مديران مسئول مي‌اندازيد، يعني نويسندگان و خبرنگاران در اين ميان هيچ مسئوليتي ندارند؟

به نكته‌ي بسيار خوبي اشاره كرديد. به زعم «لوتر»، ملتها شاهاني را سزاوارند كه درخور آنند. بواقع از سخن لوتر مي‌توان تأويل كرد كه كليت نشريه از مجموع مطالب ، عكس و طراحي شكل پذيرفته است  و همه كاركنان در معظل و يا توسعه روزنامه سهم دارند. به نظر من بحران اجتماعي و اخلاقي متأسفانه در مطبوعات هم رخنه كرده است و برخي فعالان مطبوعاتي دغدغه‌هاي نارسيستي و خودشيفتگي خود را در نشريات پي‌گيري مي‌كنند. من در يكي از نشرياتي كه خودم سردبير بودم ديدم كه مثلاً نويسنده ثابت ما مطالب خود را در نشريه‌اي ديگر به كرات به چاپ مي‌رساند و از مطالبي كه به ما مي‌داد كسر كرد من با بررسي متوجه شدم كه سياست آن نشريه چاپ عكس نويسنده بغل مطالب او بود و نشريه ما برخلاف اين موضوع كار‌ مي‌كرد و به همين دليل نويسنده با علاقه بيشتري به آن نشريه ـ و در اصل عكس خود ـ پيدا كرد. از سوي ديگر خبرنگاران، گزارشگران و حتي نويسندگان فقط با جمله « نشريه در عدم چاپ و يا دخل و تصرف در مطلب مجاز است»‌اجازه مي‌دهند كه سردبير و يا مدير مسئول به هر صورت كه دلشان خواست مطلب آنها را سلاخي كنند و يا حذف نمايند. اين انفعال خبرنگاران، گزارشگران و نويسندگان وجه مهمي از سلطه‌ي بيش از اندازه مديران است.

 با اين اوصاف فكر مي‌كنيد روزنامه نگاري واقعي در بوشهر وجود دارد و يا نه و اگر مواردي كه شما برشمرديد شامل روزنامه‌نگاري نمي‌شود پس چرا نشريات اين همه مورد استقبال قرار مي‌گيرد و تأثير گذار است؟

ـ روزنامه نگار واقعي با تعاريفي كه براي اين شخصيت مدرن وجود دارد در ايران بندرت يافت مي‌شود. نبود اين كاراكتر بيشتر بواسطه برخورد با نشريه و همچنين نويسنده و روزنامه نگار است اما شق دوم اين است كه نوعي كيچ ليبرال و محافظه كاري در بين روزنامه نگاران ايراني رشد كرده كه در اصل بازنموده همان رندانگي در هيئتي تازه است. اصلاً راحتتان كنم فرهنگ عمومي ايرانيان متأثر از خصلت و سنت رندانگي تاريخي خود دست به تخريب و قلب مفاهيم مي‌زند و البته نظام هاي سلطه ايران نيز همين كار را مي‌كنند تا هر دو مستقيماً سلطه سياسي را هژموني دهند. در اصل، اين رفاقت كاركردي در تخريب مفاهيم تاريخي دارد. بهمين دليل اپورتونيستها گاهي قهرمان مي‌شوند چرا كه براي كنش خود دلايل پر طمطراق و روشنفكري مي‌تراشند و مثلاً تعامل و توسعه استان كه در اصل سركوب انتقاد در پرداختن به امر سياسي است ارزش مي‌شود چرا كه به تقويت هويت بومي و تعصب قومي كه ريشه در نهاد و خودشيفتگي ما دارد كمك مي‌كند و اين قلقلك، مخاطبان را از تحليل و خوانش سكوت بين سطور و پرداختن به معضلات اجتماعي و سياسي بدور مي‌دارد.

 

 مگر فعاليت روزنامه نگاري چه منفعتي براي روزنامه نگاران در پي دارد؟

ـ روزنامه نگاري براي مديران مسئول و حتي برخي روزنامه نگاران كاميابي اجتماعي در پي دارد. با بررسي و تحليل وضعيت زندگي آنان و مقايسه با قبل از پرداختن به كار روزنامه‌نگاري متوجه مي‌شويم كه اشتغال و فعاليت در اين عرصه ابتدا منزلت مي‌دهد و از سر اين منزلت، ثروت و قدرت نيز به آنان مي‌رسد. و چه بسا اين اولويت بندي نيل به كاميابي را تسريع ‌بخشد. از ديگر سو، فرديت يكي از وجوه دنياي مدرن است و روزنامه نگاران با انتشار مقالات خود با ذكر اسم و چاپ عكس در بغل خود به رقابتي مدرن در جهان سرمايه داري وارد مي‌شوند كه فرديت و اصالت فرد در آن حرف اول را مي‌زند. اين وضعيت همان تقويت و رشد بازيگري است، همان اصلي كه روزنامه نگاري و فعالان اين عرصه بايد تلاش كنند با روشنگري و برداشتن ماسك‌ها به تحليل كنش بازيگران اجتماعي پرداخته و خود واقعي آنها را نشان دهند. متأسفانه در ايران كنوني اين كار خيلي سخت شده است چرا كه منتقدان بازيگري خود ماسك بازيگري زده‌اند و در اين زمينه هم متحبر شده‌اند و لذت كامجويي اجتماعي نيز از خود كاوي و نقد دروني آنها توسط خود جلوگيري مي‌كند اين معضل بزرگي در كار روزنامه نگاري بوشهر است و لازم است كه اخلاق روزنامه‌نگاري همانند كلاسهاي خبرنويسي، گزارش نويسي و عكاسي آموزش داده شود و نهادي صنفي براي تقويت اخلاق روزنامه نگاري فعاليت خود را انجام رساند.

نوشته شده توسط اسماعیل جعفری در سه شنبه یکم خرداد 1386 ساعت | لینک ثابت |
 
business article
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar